شمس الدين محمد بن محمود الشهرزوري ( مترجم : تبريزى )
449
نزهة الأرواح وروضة الأفراح ( تاريخ الحكماء قبل ظهور الإسلام وبعده ) ( فارسى )
شد . نزديك به آن موضع باز مرض قولنج عود نمود ، اشتداد پيدا كرد ، و امراض ديگر نيز اضافهء علت شد ، كه منافى آن علاج بود . پس لشكريان ترسيدند از فوت او ، از روى گريز همگى به همدان رجوع نمودند . در راه شمس الدوله فوت شد ، مردم به پسر او بيعت كردند و خواستند ازو كه رخصت خراب كردن خانهء شيخ بدهد ، او از آن ابا نمود . و علاء الدوله از شيخ التماس نمود كه پيش او بيايد . پس شيخ در خانهء ابى غالب عطار پنهان بود ، و آنجا بىمطالعهء كتابى جميع « 27 » طبيعيات و الهيات شفا را تصنيف كرد ، و ابتدا از منطق كرد ، و جزوى از آن نوشت . در آن اثنا تاج الملك او را متهم گردانيد اينكه ميان او و علاء الدوله طريق مكاتبات مسلوك است ، و او را گيرانيد و بند نمود در قلعهء بر دوان [ فردجان ] ، و چهار ماه در آن قلعه ماند . 127 ، 20 - بعد از علاء الدوله ابو جعفر ارادهء تسخير همدان نمود ، و بر آن ظفر يافت ، و رجوع كرد . و تاج الدوله نيز عود نمود ، و تاج الدوله و پسر شمس الدوله از قلعه به همدان عود نمودند ، و شيخ را با خود آوردند ، و شيخ در خانه علوى فرود آمد و به تصنيف منطق از كتاب شفا مشغول گشت ، و در قلعه كتاب « هدايه » و رسالهء « حى بن يقظان » و رسالهء « الطير » و « كتاب القولنج » تصنيف كرده بود . پس به جانب اصفهان متوجه شد . خود را در لباس صوفيه پنهان داشت و برادران او محمود و ابو عبيد و غلامان با او بودند ، چون به دروازهء اصفهان رسيد ، خواص امير علاء الدوله به خيل و حشم بسيار استقبال نمود ، و او را در جاى لايق فرود آورد و اكرام و تعظيم نمود . 127 ، 21 - و شيخ شبهاى جمعه به مجلس علاء الدوله حاضر مىشد ، و علماى آن شهر نيز جمع مىآمدند ، و هرگاه شيخ به سخن در مىآمد هر كس حاضر بود مستفيد مىگشت . پس به تتميم كتاب « شفا » اشتغال
--> ( 27 ) - د : و الحالى كتابى جميع ، اساس : كتابى نبود جميع .